"ممنوعیت برقع" پیشگامان حقوقی برای دانمارک، تجارب آمریکایی، و تجربیات فلسفی و انتقادی

نوع مقاله: مقاله مستقل پژوهشی

نویسنده

استاد دانشگاه ایندیانا آمریکا

چکیده

همانطور که عنوان مقاله نشان می‌دهد، "ممنوعیت برقع ": پیشگامان حقوقی برای دانمارک، تجارب آمریکایی، و تجربیات فلسفی و انتقادی، نویسندگان در حال بررسی تحقیقاتی و راهکارهای بازتابی هستند. به صورت دقیق‌تر، آنها از مقاله " ممنوعیت برقع " در سال 2018 دانمارک: پیوستن به روند‌ی اروپایی و ارسال پیام ملی (منتشر شده به عنوان یک مقاله همزمان، اما جداگانه در این شماره فصلنامه) به عنوان یک پلت فرم برای تجزیه و تحلیل بیشتر و بحث از دیدگاه های مختلف استفاده می کنند. این موارد شامل قانون پیشین در سطح بین‌الملل، با توجه به اصول اخلاقی و استدلال قضایی توسط دادگاه حقوق بشر؛ تفکر انتقادی در دین، اخلاق، حقوق بشر و فضای عمومی دموکراتیک؛ بررسی مداخلات برقع توسط دولت‌های فدرال و همچنین دادگاه‌های مختلف در ایالات متحده؛ و تفسیر فلسفی و در برخی موارد انتقاد از رویکرد دانمارکی و‌/ یا اروپایی (فرانسوی و غیره) است. مشارکت‌های مختلف اهداف متفاوت دارند. بخش حقوقی در سطح بین‌المللی بر روی قضاوت‌های مرکزی گزارش می‌دهد که در واقع کمک‌کرده است تا مسیر را برای ممنوعیت برقع در پادشاهی دانمارک باز کند. در مورد قضات متعهد در دادگاه حقوق بشر، این نظرات به حمایت از ممنوعیت پیش از موعد و دادن اختیار گسترده به مقامات ملی منجر شد، و بنابراین بررسی دادگاه  را محدود ساخت.
نویسندگان با بحث در مورد مذهب، اخلاق، حقوق بشر و فضای عمومی دموکراتیک، تلاش می‌کنند تا به اخلاق به عنوان معیاری برای قانون بپردازند و به شکل های مختلف "نگرانی بیانگر" در ارتباط با حجاب را به چالش بپردازند. در‌حالی که بخش‌هایی به دیدگاه‌های آمریکایی اختصاص دارد، یک نظرسنجی جامع از پاسخ های سیاسی و حقوقی به ویژه حجاب چهره مانند برقع را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد قانونی بودن برقع در آمریکا تا حدی یک سوال باز است، اما تمایز بین دلایل مذهبی، سیاسی و یا شخصی یک فرضیه قانونی است. با توجه به این که قانونگذاران دانمارکی که قانون 219 را برای ممنوعیت برقع در مکان‌های عمومی به اسلام سیاسی متکی می‌کنند، دلایل مذهبی و شخصی خود را به حوزه خصوصی منتقل می کنند و همچنین سکولاریسم را به عنوان یک فرضیه پذیرفته‌اند. این در آخرین پاسخ نویسنده مقاله، یک ماتریالیسم است که به نوبه خود در مورد زنان مسلمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر سیاستگذاران و قانون‌گذاران در انجام کارهای ذهنی مشارکت داشته باشند، می‌توانند از استراتژی‌های قانونی که در روحیه مخالف نظریه آنهاست، هر چند به طور ضمنی، اجتناب کنند. از لحاظ قانونی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، حل مناقشات باید رابطه بین حاکمان و‌حکومت را به یک ایدئولوژی جدایی‌ناپذیر تبدیل کند. این هدف عینی برای یک جامعه دموکراتیک است که نویسندگان مقاله آن را دنبال می‌کنند.

کلیدواژه‌ها