<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات بین‌ المللی</title>
    <link>https://www.isjq.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات بین‌ المللی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 16 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 16 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بازنمایی ایدئولوژی و قدرت در سند راهبردی حزب جمهوریخواه در سال 2024</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_243714.html</link>
      <description>اسناد راهبردی نقش کلیدی و مهمی در معرفی ایدئولوژی، سیاست‌ها و ارزش‌های بنیادین احزاب دارند و تأثیر قابل‌توجهی بر افکار عمومی کشورها می‌گذارد. این پلتفرم‌ها به‌عنوان اسناد راهبردی، توجه به نگرانی‌های اجتماعی را نشان می‌دهند و به بسیج حمایت مردمی کمک می‌کنند. در این راستا، این پژوهش به تحلیل گفتمان سند راهبردی حزب جمهوریخواه آمریکا که در سال 2024 تصویب شده است، پرداخته و تلاش می‌کند نحوه بازنمایی ایدئولوژی‌های محافظه‌کارانه و ملی‌گرایانه را در این سند بررسی کند. در این راستا، سوال اصلی تحقیق عبارت از این است که ایدئولوژی‌های محافظه‌کارانه، ملی‌گرایانه و ضدجهانی‌گرایی در بیانیه حزب جمهوریخواه آمریکا چگونه بازنمایی می‌شود. با استفاده از روش تحقیق تحلیل گفتمان انتقادی و رویکرد وندایک، این پژوهش نشان می‌دهد که حزب جمهوریخواه چگونه از طریق زبان و ایدئولوژی، توانسته هویت ملی و ضدیت با جهانی‌شدن را تقویت کند و با ایجاد دوگانه &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo; در برابر &amp;amp;laquo;آن‌ها&amp;amp;raquo; به بسیج افکار عمومی بپردازد. همچنین این سند از مفاهیمی مانند &amp;amp;laquo;اول آمریکا&amp;amp;raquo; برای تقویت حس همبستگی و مقابله با تهدیدات خارجی بهره می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهند که حزب جمهوریخواه با تصویرسازی خود به عنوان ناجی ملت و مدافع ارزش‌های سنتی، حمایت اجتماعی را جذب و به مشروعیت‌بخشی ایدئولوژی محافظه‌کارانه خود در جامعه کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امنیتی‌سازی به مثابه ابزار هویت‌ساز در دولت یهود؛ گفتمان‌ها و فرایندها</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_244193.html</link>
      <description>درک نحوه گردآوری یهودیان حول یک هویت متحد و تشکیل رژیم اسرائیل یکی از نکات کلیدی برای فهم سیاست‌های امروز این رژیم به ویژه در عرصه‌ سیاست‌ خارجی است که نیازمند بررسی روند تاریخی تشکیل صهیونیسم و برساخت هویت یهودی توسط مؤسسان اسرائیل به عنوان یکی از رخدادهای عمیق و تاثیرگذار بر دینامیک تحولات منطقه‌ای است. این پژوهش به بررسی این مسئله می‌پردازد که مکانیسم‌های امنیتی‌سازی در مقاطع حساس تاریخی بر اساس چه فرآیندهایی و با چه گفتمان‌هایی، تکوین هویت جمعی یهودی را تحت تأثیر قرار داده‌اند. بر این اساس با بهره‌گیری از روش کیفی، تبیین‌های قیاسی مبتنی بر نظریه امنیتی‌سازی مکتب کپنهاگ و تحلیل سیر تاریخی گفتمان‌هایی نظیر آوارگی 2000 ساله یهودیان، مسئله امنیتی شده پوگروم، گفتمان هولوکاست و حفظ گفتمان یهودستیزی؛ بر اساس فرایند چهارمرحله‌ای کنش گفتاری، القای ذهنی تهدید وجودی، شناسایی و پذیرش تهدید از سوی مخاطبان و اقدام فوری یا تدابیر خاص یا نامتعارف سیاسی، می‌توان به وضوح دریافت که صهیونیسم و پدران مؤسس آن از این سیاست در راستای شکل‌دهی و تقویت هویت یهودی در مقاطع مختلف تاریخی بهره‌برداری کرده و می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تسلط بر باب المندب؛ سلاح ژئوپلتیک حوثی ها در مقابله با رژیم اسرائیل و متحدان آن</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_234999.html</link>
      <description>بااینکه همواره اصل بر آن بوده که بازیگر قوی پیروز میدان نبرد باشد، اما گاها بازیگر ضعیف با بهره‌گیری از برخی مزیت‌ها به‌عنوان برنده عرصه نبرد بوده است؛ مانند حوثی‌ها در یمن. آن‌ها که طی سال‌ها در عرصه داخلی با نیروی ائتلاف به رهبری عربستان درنبرد بوده‌اند. در جریان بحران غزه کوشیده‌اند با بهره‌گیری از مزیت هم‌جواری یمن با دریای سرخ و تنگه باب المندب در مسائل منطقه‌ای ایفای نقش کرده و جایگاه خود را در این سطح نیز ارتقا دهند. حوثی‌ها در جریان حمله اسرائیل به حماس کوشیدند با اعمال اهرم تهدید ژئوپلتیک، اسرائیل را مجبور به پایان دادن حملات خودنمایند. با توجه به این موضوعات سؤالی که مطرح می‌شود اینکه آن‌ها چگونه از موقعیت مسلط جغرافیایی جهت تحقق اهداف خویش بهره گرفتند. در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که حوثی‌ها با بهره‌گیری از مزیت ژئوپلتیک تسلط دریایی و ایجاد اختلال درروند کنترل و حکمرانی قدرت‌های بزرگ بر خطوط ارتباط دریایی امنیت تجاری، انرژی و دریایی آن‌ها را تهدید کرده و باعث آسیب‌پذیری‌شان شدند. یافته‌های تحقیق نشان داد که حوثی‌ها با حمله به کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌های عبوری از تنگه باب المندب و ایجاد اختلال در مسیر زنجیره تأمین و سوخت باعث آسیب‌پذیری امنیت بین‌المللی دریایی، اقتصادی و انرژی و در تنگنا قرار گرفتن متحدان غربی اسرائیل شدند که می‌تواند عاملی برای اعمال فشار جهت پایان دادن به اقدامات اسرائیل باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرصت‌ها و چالش‌های ژئواکونومی طرح کمربند‌-راه در تعامل روابط چین با عربستان و امارات</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_244563.html</link>
      <description>در دوران گذار نظام بین‌الملل، تعامل جمهوری خلق چین با عربستان سعودی و امارات متحده عربی در چارچوب &amp;amp;laquo;طرح کمربند و راه&amp;amp;raquo; ، از سطح روابط تجاری سنتی فراتر رفته و به یک استراتژی کلیدی ژئواکونومیک در سیاست خارجی پکن تبدیل شده است. هم‌زمان، تلاش‌های این دو کشور عربی برای تنوع‌بخشی اقتصادی و کاهش وابستگی به نفت، همسویی قابل‌توجهی با اهداف توسعه‌طلبانه چین ایجاد کرده است که این پویایی، ساختار قدرت در منطقه خلیج‌فارس را دگرگون می‌سازد پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است که تعامل چین با عربستان سعودی و امارات متحده عربی در چارچوب ابتکار کمربند و راه، چه فرصت‌ها، چالش‌ها و پیامدهای راهبردی برای این بازیگران در بر داشته و چه تأثیری بر موازنه ژئواکونومیک منطقه دارد؟ این پژوهش از نوع توصیفی-تبیینی است و داده‌های مورد نیاز آن به شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای، با تکیه بر تحلیل گزارش‌های اقتصادی و بررسی اسناد راهبردی طرفین گردآوری شده است. هدف اصلی این مطالعه، واکاوی ماهیت مثلث روابط &amp;amp;laquo;چین-عربستان-امارات&amp;amp;raquo; و تبیین نحوه بهره‌برداری چین از رقابت‌های درون‌منطقه‌ای برای پیشبرد اهداف خود، فراتر از نگاه‌های صرفاً اقتصادی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که طرح کمربند و راه با تشدید پویایی &amp;amp;laquo;رقابت همکارانه&amp;amp;raquo; میان ریاض و ابوظبی برای جذب سرمایه و فناوری، به ابزار اصلی چین برای تعمیق نفوذ تبدیل شده است. .</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی مدل سازی آماری روندهای موضوعات سخنرانی های رؤسای جمهور آمریکا و روسیه در سازمان ملل متحد</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_244608.html</link>
      <description>شناخت مهم ترین موضوعات سیاست خارجی از منظر کشورها کمک بسیاری به فهم سیاست‌های آنان می‌کند. از جمله مهم‌ترین رویدادهایی که می‌توان نگاه کشورها در خصوص مهم‌ترین موضوعات جامعه جهانی را در آن مشاهده کرد، نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد است. از آن‌جایی که اهمیت این موضوع در خصوص قدرت‌های بزرگ بیشتر است، بررسی نگاه قدرت‌های بزرگ به مهم‌ترین موضوعات پیش‌روی جامعه بین‌الملل اهمیت مضاعفی دارد. این پژو هش به دنبال شناخت و مقایسه مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی دو کشور ایالات متحده و روسیه به عنوان هژمون نظام بین‌المللل پس از جنگ سرد و یکی از مهم‌ترین قدرت‌های رقیب هژمون در دوره حاضر است. بدین منظور موضوعاتی که سران این دو کشور در سخنرانی‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد کرده‌اند بر اساس روش‌های آماری تحلیل و شناسایی می شوند و سپس این موضوعات با یکدیگر مقایسه می‌گردند تا روندهای توجه به آنان در بازه زمانی سال‌های پس از جنگ سرد مشخص و مقایسه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تشکیلات خودگردان و بازتاب آن بر مساله فلسطین</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_244739.html</link>
      <description>مسأله فلسطین همواره یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است که در چارچوب گفتمان &amp;amp;laquo;مقاومت&amp;amp;raquo; و نفی نظم تحمیلی غربی صورت‌بندی شده است. با این حال، شکل‌گیری تشکیلات خودگردان فلسطین پس از توافقات اسلو، معادله‌ای جدید در سیاست فلسطینی ایجاد کرده و بر نوع تعامل بازیگران منطقه‌ای تأثیر گذاشته است. سؤال اصلی پژوهش این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تشکیلات خودگردان فلسطین چه روندی را طی کرده و این رویکرد چه تأثیری بر معادلات داخلی فلسطین و جایگاه جریان مقاومت بر جای گذاشته است؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری و تحلیل شده‌اند. هدف این پژوهش تبیین روند تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تشکیلات خودگردان و ارزیابی پیامدهای آن بر ساختار سیاسی فلسطین و جریان مقاومت است. نتیجه کلی نشان می‌دهد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تشکیلات خودگردان فلسطین روندی متغیر و نوسانی را طی کرده که تحت‌تأثیر عوامل درونی (رقابت‌های درون‌فلسطینی و نوسان مشروعیت نهادها) و عوامل بیرونی (فشارها و ملاحظات منطقه‌ای و بین‌المللی و توافقاتی مانند اسلو) شکل گرفته است. این وضعیت به‌طور معناداری بر ظرفیت‌های سیاسی و جایگاه جریان مقاومت اثرگذار بوده و تداوم عدم تعامل مؤثر میان طرفین، بهره‌گیری هم‌زمان از ظرفیت‌های حقوقی و میدانی مسأله فلسطین را با محدودیت مواجه کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امنیتی‌سازی هویت دروزی در میانه منازعات اسرائیل و سوریه (۲۰۱1-۲۰۲۵)</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_233807.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی فرآیند امنیتی‌سازی هویت دروزی در بستر منازعه اسرائیل و سوریه و تحولات ناشی از جنگ داخلی سوریه می‌پردازد و می‌کوشد از چارچوب‌های صرفاً دولت‌محور فاصله گرفته، نقش جوامع فرامرزی را در بازتعریف مرزهای امنیتی برجسته سازد. پرسش اصلی آن است که چگونه تغییرات جمعیتی و جابه‌جایی‌های ناشی از جنگ، در شکل‌گیری فرآیند امنیتی‌سازی هویت دروزیان ساکن بلندی‌های جولان، جبل‌العرب و شمال اسرائیل نقش‌آفرین بوده و مرزهای امنیت اجتماعی را دگرگون کرده‌اند. فرضیه پژوهش بر این مبناست که تحولات جمعیتی، به‌خودی‌خود بحران‌زا نیستند، بلکه زمانی به تهدید بدل می‌شوند که کنشگران امنیتی‌ساز، اعم از دولت‌های اسرائیل و سوریه و نیز سایر بازیگران سیاسی و رسانه‌ای، با تولید گفتمان‌های &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; آن‌ها را در چارچوبی هویتی و امنیتی بازنمایی کنند. هدف اصلی مقاله، تبیین سازوکارهایی است که از رهگذر آن‌ها هویت دروزی به ابژه‌ای راهبردی در سیاست‌های امنیتی بدل می‌شود، هدفی که هم از منظر نظری به غنای ادبیات امنیتی‌سازی می‌افزاید و هم از منظر عملی، ابزاری برای فهم منازعات هویتی معاصر خاورمیانه فراهم می‌آورد. ضرورت پژوهش از دو جنبه ناشی می‌شود. نخست، پر کردن خلأ نظری در مطالعات امنیتی منطقه که غالباً دولت‌محور باقی مانده‌اند. دوم، پاسخ به نیاز عملی برای درک پیامدهای امنیتی‌سازی هویت اقلیت‌های پراکنده در شرایطی که مرزهای امنیتی بیش از پیش بر خطوط هویتی استوار می‌شوند. روش تحقیق کیفی، مبتنی بر رویکرد تبیینی است و با تکیه بر منابع اسنادی و مطالعه موردی تطبیقی، امکان واکاوی لایه‌های پنهان گفتمان و بازنمایی هویت را فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دکترین موازنه فراساحلی در سیاست خاورمیانه‌ای ایالات متحده در دوره ترامپ و الزامات آن برای ایران</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_231480.html</link>
      <description>دونالد ترامپ نخستین مجری رسمی اجرای دکترین موازنه فراساحلی در سیاست خارجی آمریکا بوده است. بر همین اساس، پرسش اصلی مقال حاضر این است که که راهبرد موازنه فراساحلی چه تاثیری بر سیاست خاورمیانه دولت‌ دونالد ترامپ داشته و چه الزاماتی را برای سیاست منطقه‌ای ایران ایجاد کرده است؟ ترامپ در هر دو دوره ریاست جمهوری خود مطابق با استراتژی موازنه فراساحلی، با انتقاد از روسای جمهوری سابق و بین‌الملل‌گرایی لیبرال به عنوان قاعده سنتی حاکم بر سیاست خارجی آمریکا منافع این کشور در اولویت مطلق قرار داد. در همین چارچوب ترامپ با به‌رسمیت شناختن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل، خروج از توافق هسته‌ای ایران، کاهش حضور نظامی و خروج نیروها از مناطق جنگی، اجرای طرح صلح ابراهیم برای عادی‌سازی روابط میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل و مبارزه با تروریسم در قالب بهره‌گیری از نیروهای نیابتی و وارد کردن ضربات کشنده و محدود چهره خاورمیانه را به صورت کلی دگرگون کرد. اتخاذ این تصمیمات و تمرکز بر اجرای دکترین موازنه فراساحلی در خاورمیانه، در بطن خود تهدیدی جدی برای جمهوری اسلامی ایران است. تمرکز بر فشار حداکثری بر ایران، فشار مضاعفی را بر اقتصاد ایران وارد کرده است. در سطح منطقه‌ای نیز ایجاد ائتلاف‌های جدید و تمرکز بر تضعیف نیروهای متحد ایران، نفوذ منطقه‌ای تهران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حملات سایبری تروریستی در چارچوب دفاع مشروع</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_234996.html</link>
      <description>در دو سال اخیر سازمان تروریستی مجاهدین خلق به واسطه فاصله سرزمینی قابل توجه، با رخنه در خلاءهای محیط سایبر در پی حملات سایبری به زیرساخت‌های دولتی برآمده است. بدیهی است که دفاع در برابر بازیگران غیردولتی حداقل در برخی مواقع قانونی است. اما ظهور گونه‌های جدید تروریسم مثل تروریسم سایبری که ممکن است به یک‌باره صلح و امنیت بین‌المللی را به مخاطره بیندازد موجب گردیده است که حقوق بین‌الملل از وضع قواعد جدید متناسب با فضای سایبری عقب بماند. سؤالی که در این تحقیق مطرح می‌گردد این است که در راستای اعمال صلاحیت و تأمین منافع ملی حیاتی، تفسیر مناسب از منشور ملل متحد در امکان سنجی توسل به دفاع مشروع از سوی ایران در برابر حملات سایبری سازمان مجاهدین خلق چیست؟ در پاسخ به این مسأله از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای بهره گرفته شده است. بنابراین پس از بررسی، پژوهش حاضر نتیجه می‌گیرد که حملات سایبری سازمان مجاهدین خلق فعلاً به نقطه لازم برای توسل به دفاع مشروع نرسیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی حقوقی در حل مساله هواپیمای مسافری اوکراین با تحلیلی ویژه بر مذاکرات چندجانبه 2023 ژنو</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_235937.html</link>
      <description>در این نوشتار پس از تبیین دیپلماسی حقوقی، راهکار مذاکره را از درون دیپلماسی تشریح می نماییم، سپس با ذکر چالش ها و مسائل حقوقی بین المللی مربوط به سانحه پرواز شماره 752 هواپیمای مسافری اوکراین با رویکردی ویژه به تحلیل مذاکرات چندچانبه ژنو که بین دولت ایران با دولت های اوکراین، کانادا، سوئد و بریتانیا برگزار شد، می پردازیم. هدف اصلی این مقاله واکاوی دیپلماسی حقوقی و عملکرد مذاکره در حل مسئله است لذا درصدد پاسخ به این پرسش است که : دیپلماسی حقوقی چگونه می تواند به حل و فصل چالش های ناشی از سانحه هواپیمای اوکراینی درخصوص پاسخگویی دولت ایران، جبران خسارت و بازسازی اعتماد بین المللی کمک کند؟ فرضیه تحقیق نیز بر این است که : بکارگیری دیپلماسی حقوقی می تواند به پرداخت غرامت زیان دیدگان، انجام تعهدات و پاسخگویی دولت ایران ، رفع مسائل و حل و فصل اختلافات و کاهش تنش های دیپلماتیک بین طرفین منجر شود. لذا فرضیه تحقیق، فکت ها و مولفه های کلیدی دیپلماسی حقوقی منجمله انجام مذاکرات چندجانبه را در حل اختلاف مشخص می نماید.نتایج بدست آمده دلالت بر آن دارد که استفاده از دیپلماسی حقوقی نسبتاً مفید و موثر است. پژوهش حاضر از روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی استفاده نموده و داده های های لازم از طریق کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است.در بخش پایانی این پژوهش، ارجاع پرونده به شورای ایکائو و صدور حکم دادگاه عالی انتاریو بررسی شده و نهایتاً پیشنهاداتی برای مذاکرات هدفمند و نتیجه محور و راهکارهایی برای حل و فصل موضوع ارائه می دهیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ثبات منطقه‌ای خاورمیانه در پرتو نظامی‌شدن دیاسپورای افغان از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_225581.html</link>
      <description>نظامی‌شدن دیاسپورای افغان در منطقه خاورمیانه پدیده نوظهوری است که تاثیرات عمیقی بر الگوهای ثبات و بی‌ثباتی در منطقه دارد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تبیینی و در قالب چارچوب مفهومی &amp;amp;laquo;دیاسپورای نظامی&amp;amp;raquo; و با تکیه بر مطالعه موردی عملکرد این دیاسپورا در کشورهای هدف، به این سوال اساسی پاسخ می‌دهد که نظامی‌شدن دیاسپورای افغان در فاصله سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ چه تأثیری بر ثبات منطقه‌ای خاورمیانه داشته است؟ یافته‌ها حاکی از آن است که دیاسپورای نظامی افغان، در بستری از تحول ژئوپلیتیک، به‌عنوان یک بازیگر نظامی غیردولتی نقش دوگانه‌ای ایفا کرده است: از یک‌سو به تشدید خشونت، بی‌ثبات‌سازی سیاسی و تقویت محورهای نیابتی دامن زده و از سوی دیگر، در برخی موارد در نقش عاملی بازدارنده در برابر افراط‌گرایی و مداخله‌گر ظاهر شده است. با این حال، تأثیرات ثبات‌زدای این پدیده نسبت به اثرات تثبیت‌کننده آن بر منطقه خاورمیانه پررنگ‌تر است. به علاوه، عملکرد دیاسپورای نظامی افغان، وابسته به زمینه و منافع راهبردی کشور میزبان است فلذا مدیریت این دیاسپورا مستلزم تدابیری چندسطحی و همکاری سازنده میان دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی در منطقه خاورمیانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پارادوکس آزادی درونی (معنوی) و بیرونی (سکولار) در اندیشه محسن کدیور</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_225579.html</link>
      <description>The concept of freedom and its permissible domains have sparked significant debate among Muslim intellectuals. Mohsen Kadivar, a contemporary Iranian philosopher, endeavors to demonstrate the compatibility of Islam with the notion of freedom. Kadivar distinguishes between &amp;amp;ldquo;essential Islam&amp;amp;rdquo; and &amp;amp;ldquo;historical Islam.&amp;amp;rdquo; He posits that historical Islam is characterized by rigid, immutable rules, whereas essential Islam is founded on principles of rationality and spirituality. According to Kadivar, essential Islam not only aligns with many modern freedoms but also introduces a novel form of freedom&amp;amp;mdash;spiritual freedom.This raises the question: Is there a distinction between these two forms of freedom? By examining the issue of free sexual relations as a civil liberty, this article argues that Kadivar&amp;amp;rsquo;s conceptualization of spiritual freedom effectively negates modern freedoms. Kadivar prioritizes spiritual freedom, defined as adherence to religious commitments, over modern civil liberties. Consequently, he ultimately endorses human will and autonomy only within the boundaries of religious doctrine, failing to offer a new resolution to the discourse on the relationship between Islam and freedom.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی نقادانه به رویکرد دولت ایران در خصوص رعایت مصونیت قضایی دولت‌ها با تأکید بر رأی دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه آلمان علیه ایتالیا مورخ 2012</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_245226.html</link>
      <description>چنانچه از تاریخچه مصونیت قضایی دولت‌ها پدیدار است، این مصونیت با تحولات زیادی مواجه شده است. بااین‌حال، حقوق بین‌الملل عرفی هنوز قاعده‌ای را شناسایی نکرده است بر مبنای این دیدگاه، هرگاه دولتی مرتکب نقض قواعد آمره حقوق بشر گردد، چنین اقدامی منجر به زوال حق آن دولت در تمسک به مصونیت قضایی در برابر اعمال صلاحیت محاکم دول دیگر خواهد شد. در سال‌های گذشته، دولت ایران در مواردی با تصویب قوانینی، مصونیت دولت‌ها را نادیده گرفته است. در این پژوهش تلاش شده با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه عملکرد دولت ایران در این زمینه پرداخته شود. در همین راستا، ابتدا نگاه حقوق بین‌الملل را به این قاعده بررسی نموده و در نهایت با امعان در رأی 2012 دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه آلمان علیه ایتالیا به این پرسش اساسی پاسخ داده خواهد شد که عملکرد دولت ایران در خصوص رعایت مصونیت قضایی دولت‌ها از منظر حقوق بین‌الملل چگونه است؟ با بررسی عملکرد ایران از منظر قواعد حقوق بین‌الملل و همچنین رأی 2012 دیوان بین‌المللی دادگستری، به نظر می‌رسد که قانون‌گذار ایران، می‌تواند مصونیت قضایی کشور ناقض مصونیت دولت ایران را بر اساس اصل اقدام متقابل، نادیده بگیرد که این مسئله خود گویای تعارضی آشکار نسبت به رأی مورخ 3 فوریه 2012 دیوان بین‌المللی دادگستری و کنوانسیون 2004 سازمان ملل متحد در خصوص مصونیت قضائی دولت‌ها و اموال آن‌ها محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر استراتژی موازنه نرم بریکس بر هژمونی آمریکا در پرتو قواعد حقوق بین‌الملل</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_234995.html</link>
      <description>با پایان جنگ سرد و شکل‌گیری نظمی تک-چندقطبی به رهبری آمریکا، قدرت‌های نوظهور به جای تقابل نظامی مستقیم (موازنه سخت)، به راهبردهای غیرمستقیم و ظریف‌تری روی آورده‌اند که در ادبیات روابط بین‌الملل از آن به عنوان موازنه نرم یاد می‌شود. بریکس به عنوان بارزترین نمود این قدرت‌های نوظهور، با ایجاد نهادهای مالی موازی مانند بانک توسعه جدید (NDB) و ترتیبات ذخیره احتیاطی(CRA)،تلاش برای دلارزدایی از مبادلات تجاری و هماهنگی دیپلماتیک در مجامع بین‌المللی،به دنبال به چالش کشیدن ساختارهای قدرتی است که پس از جنگ جهانی دوم به رهبری آمریکا شکل گرفته‌اند. اعضای بریکس به جای تقابل نظامی مستقیم(موازنه سخت)،به راهبردهای موازنه نرم، از جمله ایجاد نهادهای مالی و سیاسی موازی، دیپلماسی هماهنگ، و تأکید بر تفسیری خاص از قواعد حقوق بین‌الملل، روی آورده‌اند .این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی به این پرسش پاسخ می‌دهد که اقدامات بریکس تا چه اندازه در چارچوب حقوق بین‌الملل،مشروع و قانونی است و چگونه این اقدامات بر ابعاد گوناگون هژمونی آمریکا تأثیر می‌گذارد؟ استراتژی موازنه نرم بریکس، ضمن حرکت در مرزهای حقوق بین‌الملل و بهره‌گیری از اصل حاکمیت دولت‌ها، به طور فزاینده‌ای مشروعیت هژمونی آمریکا را به چالش کشیده و با ایجاد جایگزین‌های نهادی و مالی،به تدریج در حال فرسایش پایه‌های آن است. در این راستا،مشروعیت تأسیس نهادهای مالی جدید،انطباق سیاست دلارزدایی با قواعد سازمان تجارت جهانی و صندوق بین‌المللی پول و همچنین ابعاد حقوقی هماهنگی‌های دیپلماتیک این گروه مورد واکاوی قرار خواهد گرفت.در نهایت، مقاله به ارزیابی تأثیرات واقعی این استراتژی و چشم‌انداز آینده نظم بین‌المللی در پرتو این پویایی جدید خواهد پرداخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تناقضات هستی شناختی حقوق بشر در اندیشه سیاسی هانا آرنت: از آپوریای بی‌تابعیتی تا بازتعریف حق داشتن حقوق</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_237332.html</link>
      <description>در چند دهه اخیر، دیدگاه هانا آرنت درباره حقوق بشر به‌طور فزاینده‌ای در کانون توجه پژوهش‌های فلسفی و سیاسی قرار گرفته است. مطالعات گسترده‌ای از زاویه‌های مختلف- از فلسفه سیاسی تا نظریه‌های پسااستعماری&amp;amp;mdash;به تحلیل انتقادی برداشت آرنت از حقوق بشر پرداخته‌اند. این مقاله با اتخاذ رویکردی مفهومی- فلسفی و اخلاقی&amp;amp;ndash;انسان‌شناختی، می‌کوشد بازخوانی و بازسازی جامعی از نقد آرنت نسبت به حقوق بشر ارائه دهد. پرسش محوری پژوهش آن است که چرا آرنت با مفهوم رایج حقوق بشر مخالفتی بنیادین داشت و این مخالفت چگونه در بستر کل منظومه فکری او قابل درک است.بر اساس تحلیل مقاله، نقد آرنت به حقوق بشر ریشه‌ای هستی‌شناختی دارد: حقوق بشر مدرن، که بر مبنای سوژه‌انگاری و انسان انتزاعی بنا شده، در برابر تجربه‌های تاریخی قرن بیستم- به‌ویژه بی‌تابعیتی و آوارگی- فرو می‌پاشد. تنها با بازگشت به معنای واقعی سیاست- به‌مثابه عرصه کنش، آزادی، کثرت و ظهور انسان در جهان مشترک- می‌توان از حقوق بنیادین بشر دفاع کرد. روش پژوهش تحلیلی&amp;amp;ndash;توصیفی است و بر تحلیل مفهومی، پدیدارشناختی و خوانش دقیق آثار آرنت تکیه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر فناوری نوین درامنیت سایبری و نظم بین الملل آینده(مطالعه موردی آمریکا)</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_241339.html</link>
      <description>چکیدهبا توجه به رشد روزافزون فناوری‌های نوین در فضای سایبری، برقراری امنیت سایبری برای افراد، شرکت‌ها، سازمان‌ها و دولت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تهدیداتی همچون حملات نفوذی، بدافزارها و کلاهبرداری‌های اینترنتی در حال افزایش‌اند و مقابله با آن‌ها به یک ضرورت تبدیل شده است. هدف این پژوهش، پاسخ به پرسش اصلی یعنی تأثیر فناوری‌های نوین بر امنیت سایبری مطالعه موردی ایالات متحده و نحوه تعامل آن با نظم بین‌الملل آینده است. در این راستا، با روش توصیفی &amp;amp;ndash;تحلیلی و با استفاده از نظریه قدرت هوشمند جوزف نای، جهت ارزیابی نقش فناوری‌های نوین در بازتعریف قدرت ملی و بین‌المللی ایالات متحده پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که استفاده از فناوری‌های نوین و قدرت هوشمند به ایالات متحده این امکان را می‌دهد تا به‌طور مؤثر در مواجهه با تهدیدات سایبری عمل کند و نقشی اساسی در شکل‌دهی به نظم جهانی آینده ایفا نماید. این مقاله به تحلیل استراتژی‌های آمریکا در دیپلماسی سایبری و همکاری‌های بین‌المللی می‌پردازد و پیشنهاداتی برای سایر بازیگران جهانی در مواجهه با تهدیدات سایبری ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحریم های ثانویه به عنوان نقض قواعد آمره و مساله عدم شناسایی</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_242387.html</link>
      <description>پس از پایان جنگ سرد تحریم ها تبدیل به ابزار سیاست خارجی شده اند. به ویژه در قرن 21 تعداد توسل به تحریم های یکجانبه خارج از نظام امنیت دسته جمعی افزایش یافته است. علیرغم تجربیات دهشتناک دهه 190 که جامعه بین المللی را به سمت تحریم های هوشمند سوق داد تا آثار سوء انسانی را کاهش دهد، شاهد انباشت تحریم های هوشمندی هستیم که مجتمعا خود به یک نظام تحریم جامع تبدیل شده اند و دارای ریسک های انسانی زیادی هستند. موضوع قانونی بودن تحریم های یکجانبه از جمله تحریم های ثانویه طبق حقوق بین الملل همواره طبق موازین مختلف حقوق بین الملل به چالش کشیده شده است. در واقع می توان بیان داشتن که یک مبنای معقولی وجود دارد که بیان شود تحریم های ثانویه ذاتا متضمن نقض قواعد و اصول مختلف حقوق بین الملل می باشند.
این مقاله به پیچیدگی های تحریم های ثانویه هم از نظر حقوقی و هم از نظر فنی می پردازد و به چالش تفکیک سنتی تحریم های اولیه و ثانویه اشاره دارد. همچنین مقاله به تعهد بین المللی دولتهای ثالث مبنی بر عدم شناسایی تحریم های ثانویه غیرقانونی می پردازد که قواعد آمره حقوق بین الملل همانند اصل عدم مداخله یا جنایت علیه بشریت را نقض می کند</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل همگرایی و واهمگرایی اتحادیه اروپا: امارت اسلامی افغانستان به عنوان آزمون سیاست خارجی واحد</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_244189.html</link>
      <description>اتحادیه اروپا از ابتدای شکل‌گیری تاکنون همواره در دستیابی به یک سیاست خارجی واحد با چالش‌های ساختاری مواجه بوده است. روی کار آمدن امارت اسلامی افغانستان در 2021 و تحولات بعد از آن در افغانستان، این چالش‌ها را به صورت عینی نمایان ساخته است. مسئله اصلی پژوهش تحلیل عوامل همگرایی و واهمگرایی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اتخاذ سیاست خارجی مشترک در قبال طالبان است. این پژوهش با هدف تبیین چرایی انسجام و تشتت در قبال این مسئله از چارچوب نظری تلفیقی نهادگرایی نولیبرال و بین دولتی لیبرال بهره می‌گیرد. روش پژوهش نیز تحلیلی-توصیفی است. در این روش داده‌ها از اسناد منتشر رسمی اتحادیه اروپا، گزارش‌های نهادهای اروپایی، مقالات علمی و منابع کتابخانه‌ای گردآوری شده است و با رویکرد تحلیل کیفی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش‌ها شامل سیاست‌ها، مواضع و کنش‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا در قبال طالبان است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد حوزه‌های مانند مدیریت مهاجرت، رقابت ژئوپلیتیکی، عدم به رسیمت شناسی طالبان و محکومیت نقض حقوق بشر باعث همگرایی در اتحادیه اروپا شده است که با منطق نهادگرایی نولیبرال قابل تبیین است. از سوی دیگر اختلاف در منافع ملی، ملاحظات امنیتی و فشارهای سیاسی داخلی بر اساس منطق بین دولتی لیبرال موجب واهمگرایی در بین کشورهای عضو شده است. در مجموع بر اساس یافته‌های پژوهش نتیجه این است که سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال افغانستان حاصل برهم‌کنش منطق نهادی نولیبرال و بین‌دولتی لیبرال است و افغانستان به آزمونی جدی برای ارزیابی سیاست خارجی واحد در اتحادیه اروپا تبدیل شده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر پیمان ابراهیم بر همگرایی منطقه‌ای در خاورمیانه: مطالعه موردی امارات متحده عربی</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_244383.html</link>
      <description>این مقاله تأثیر پیمان ابراهیم بر اقتصاد امارات و همگرایی منطقه‌ای خاورمیانه را مورد تحلیل قرار داده است. این پیمان که در سال ۲۰۲۰ به عنوان توافقی برای صلح و عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و چندین کشور عربی منعقد شد، به عنوان یک رویداد مهم سیاسی و اقتصادی در منطقه شناخته شده است. پژوهش حاضر به بررسی این موضوع پرداخته که چگونه پیمان ابراهیم به عنوان یک عامل محرک در همگرایی اقتصادی منطقه‌ای برای امارات عمل کرده است یا خیر. با تحلیل روند و مقایسه صادرات امارات به کشورهای خاورمیانه قبل و بعد از پیمان، پژوهش نشان می‌دهد که صادرات امارات رشد داشته است، اما پیمان ابراهیم به تنهایی عامل اصلی این رشد نبوده و تنها به عنوان یک عامل محرک و تسهیل‌کننده عمل کرده است. همچنین، باید عوامل دیگری مانند سرمایه‌گذاری خارجی، همکاری‌های صنعتی، و توسعه زیرساخت‌ها را در نظر گرفت. تأثیر پیمان بر روابط امارات با برخی کشورها، مانند ایران، نیز رضایت‌بخش نبوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قدرت ذوق: هنر و صلح‌سازی</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_245981.html</link>
      <description>این مقاله تأثیر دگرگون‌کننده هنر بر صلح‌سازی را از طریق دیدگاه‌های فلسفی، فرهنگی و زیبایی‌شناختی بررسی می‌کند. این مقاله استدلال می‌کند که هنر به عنوان مجرایی برای آشتی، التیام و شفافیت اخلاقی عمل می‌کند و قوای عاطفی و نمادینی را که اغلب در گفتمان سیاسی نادیده گرفته می‌شوند، درگیر می‌کند. این مقاله با بهره‌گیری از مطالعات موردی از ایران و نظریه‌های هربرت، کارول و کریستلر، نشان می‌دهد که چگونه بیان هنری، از طریق روایت، فرم و ژست، همدلی و تخیل اخلاقی را پرورش می‌دهد. شعر &amp;amp;laquo;قدرت ذوق&amp;amp;raquo; اثر زبیگنیو هربرت به عنوان یک مانیفست فلسفی از مقاومت زیبایی‌شناختی تحلیل می‌شود و چشم‌اندازی از تمامیت ارائه می‌دهد که نه در ایدئولوژی، بلکه در امتناع آرام از زشتی و دروغ ریشه دارد. نتیجه‌گیری تأکید می‌کند که صلح صرفاً یک ترتیب سیاسی نیست؛ بلکه جنبه‌ای اساسی از وجود انسان است. با این حال، حساسیتی که توسط نظم زیبایی‌شناختی و کرامت فرهنگی شکل گرفته است، الهام‌بخش حس امید و امکان در قدرت دگرگون‌کننده هنر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنفرانس قاهره ۱۹۲۱ به‌مثابه فرآیند سیاست‌سازی امپراتوری، نقش حلقه میانی دیوان‌سالاری بریتانیا در خاورمیانه</title>
      <link>https://www.isjq.ir/article_248131.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی فرایند سیاست‌سازی امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه پس از جنگ جهانی اول با تمرکز بر کنفرانس قاهره ۱۹۲۱ می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش تبیین چگونگی شکل‌گیری تصمیم‌های سیاسی بریتانیا و نقش ساختارهای اداری در تدوین ترتیبات حکمرانی جدید در عراق، ماوراءاردن و فلسطین است. مقاله حاضر می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که شبکه‌های دیوان‌سالاری امپراتوری و کنشگران میانی چه نقشی در فرایند تصمیم‌گیری و صورت‌بندی سیاست‌های بریتانیا در خاورمیانه ایفا کردند. پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد تاریخی ـ تحلیلی و چارچوبی سه‌سطحی، تعامل میان محدودیت‌های ساختاری امپراتوری، شبکه‌های دیوان‌سالاری میانی و عاملیت کنشگران کلیدی را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که افسران سیاسی، مدیران وزارت مستعمرات و کارشناسان منطقه‌ای از طریق تولید، گردآوری و انتقال دانش میدانی درباره شرایط محلی، نقش مؤثری در شکل‌دهی گزینه‌های سیاستی و هدایت فرایند تصمیم‌سازی داشتند. کنفرانس قاهره نیز بستری برای تلفیق این گزینه‌ها و تبدیل آن‌ها به الگوهای حکمرانی در سرزمین‌های تحت نفوذ بریتانیا فراهم کرد. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که ترتیبات حکمرانی شکل‌گرفته در منطقه بیش از آنکه حاصل یک طرح کلان و از پیش تعیین‌شده برای نظم خاورمیانه باشند، محصول تلاش دیوان‌سالاری امپراتوری برای ایجاد سازوکارهای حکمرانی کم‌هزینه، عملی و قابل اداره در شرایط پس از جنگ جهانی اول بودند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
