فصلنامه مطالعات بین‌ المللی

فصلنامه مطالعات بین‌ المللی

اندیشه جمهوری‌خواهی در ایران

نوع مقاله : مقاله ترویجی

نویسنده
گروه اموزشی علوم سیاسی، دانشکده حقوق علوم سیاسی ،دانشگاه تهران،
چکیده
اگر اندیشه جمهوری‌خواهی را مترادف با دموکراسی و حضور مردم در عرصه عمومی تلقی کنیم پیشینه آن در ایران به اواخر قرن نوزدهم یا اواخر دوره ناصرالدین شاه می‌گردد. در آن زمان گروهی از دانشجویان که به فرنگ رفته بودند برگشتند و با خوداندیشه‌هایی آوردند که برای ایرانیان ناشناخته بود. واژه‌ای که بیشتر از همه به گوش می‌خورد قانون بود وضع قانون طبعاً مسئله انتخابات و حضور مردم را مطرح می‌کرد. کم‌کم واژه مشروطه برای مشروط کردن قدرت شاه به میان آمد. عده‌ای این واژه را برگرفته از واژه شارتر Chartre تصور می‌کردند. در حالی که کسانی مانند جواد طباطبایی آن را از ابتکارات روحانیون که بهتر از روشنفکران لائیک با این مفاهیم آشنا بودند می‌دانند. اما در این زمان هیچ کس نه با واژه و مفهوم جمهوریت آشنا بود و نه نامی از آن به میان می‌آوردند، واژه جمهوری در آغاز برآمدن رضاخان میرپنج آن هم به تشویق انگلیسی‌ها مطرح شد تا وسیله‌ای باشد برای تغییر سلطنت. زیرا او فکر نمی‌کرد بتواند مردم را به پادشاهی خود راضی کند. در این میان روحانیان شیعه به دلیل دو تجربه‌ای که در همسایگی ایران در پیش رو داشتند به شدت از لفظ جمهوری بیمناک و با آن به مخالفت برخواستند. آن دو تجربه عبارت بودند از جمهوری لائیک ترکیه و اقدامات ضدمذهبی آتاتورک و دیگری جمهوری بلشویک‌ها در شمال ایران که بدتر از اولی به نفی وجود هر گونه اندیشه مذهبی می‌پرداختند. مخالفت آنها که نفوذ زیادی بر توده‌های مردم داشتند رضاخان را از فکر جمهوری منصرف و به فکر پادشاهی انداخت. عده‌ای هم معتقدند که روحانیت شیعه از دیرباز با نوعی پادشاهی دین گستر و شریعت‌پرور به عنوان تنها راه علاج حکومت در زمان غیبت موافق بوده‌اند این بدان معنی است که حتی اگر دو تجربه فوق هم در کار نبود روحانیان با جمهوری مخالفت می‌کردند اما همین روحانیان بودند که در نهایت پایه‌گذار یک جمهوری واقعی بودند که البته با جمهوری‌های نوع غربی تفاوت‌های کم و بیش ملموسی دارد.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

La Pensee Republicaine en Iran

نویسنده English

Ahmad Naghibzadeh
Department of Political Science, Faculty of Political Science, University of Tehran,
چکیده English

Si L'Europe peut se référer à la Grèce antique pour la démocratie et à Rome antique pour l'idée républicaine, on ne trouve rien de ce genre dans l'histoire de l'Orient en générale et dans histoire de l'Iran en particulière. Cependant autant qu'un iranien je refuse l'idée de despotisme orientale inventée par Montesquieu et développée par Marx et Witfogel, dans l'histoire d'Iran sauf pour la partie post- islamiste où les Turco-mongoles régnaient en despote plénitude. Sinon les rois perses, de Hacamènide à la fin des Sassanides éclatés par l'invasion arabe dans les années 630, se désignaient par une assemblée des nobles et de la famille royale, devant respecter des règles morales, religieuse et coutumières, jouissant en générale d'un pouvoir charismatique qui selon Max Weber constitue une de trois sortes de pouvoir légitime. Si bien que les ouvriers autochtone et étrangers qui s'employaient dans la construction de la Persépolis ont été correctement payés et pays conquis étaient libres en ce qui concernait leur religion et leurs coutumes. En plus Cyrus le grand fondateur de la dynastie Hacamènide a été également le fondateur du premier chartre de Droit de l'homme, et loin de tout despotisme il était et est considéré comme un prophète par certains historiens. A l'époque des Achkanides, la dynastie qui s'est formé juste après le 70 ans de règne des Grecs, sous l'influence de la culture hellénique ou autre il existait une assemblée élue qui s'appelait «Mahéstan» (des grands) et le pays s'administrait d'une façon fédérale. Toutes ces idées se perdent sous l'influence des termes comme umma et le communautarisme islamique.

کلیدواژه‌ها English

publique, Lois, Parlement, Pouvoir Politique, Parties