پند نیاکان؛ سرت پادشاهان در آرای سیاسی سعدی

نوع مقاله: مقاله مستقل پژوهشی

نویسنده

استاد عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات تهران، ایران، تهران.

چکیده

در میان اندیشه ورزان و سخنوران پارسی زبان سعدی تنها شخصیتی است که آثار ماندگاری در باب عقل و تدبیر و رأی از خود بر جای گذارده است. مکتوبات سعدی بالاخص دو کتاب بوستان و گلستان یکی به نظم و دیگری به نثر نه تنها در زبان پارسی، بلکه در هیچ زبانی از جهت فصاحت و بلاغت، حکمت و معرفت مثل و مانند ندارد. با آنکه از دیدگاه هنری و زیبایی شناختی همگان سعدی را به عنوان استاد مسلم سخن می شناسند، در عین حال او در نوشته های خویش ژرف ترین و مهمترین مسایل و موضوعات اجتماعی را نیز بازگو می کند، بدین خاطر او را باید به عنوان یک جامعه شناس برجسته و واقع بین زمان خود تلقی کرد . در این ارتباط است که او همیشه در قالب پیام های اخلاقی جهان گستر، انسان ها را بالاخص صاحبان قدرت را به واقع گرایی، اعتدال و رعایت عدل و داد اندرز داده و نصیحت می کند. اندرزهای او به حاکمان و فرمانروایان به ویژه در قصاید، رسائل نثر و در کتاب گلستان با دلکشترین واژه ها و شیواترین جملات همیشه زبانزداصحاب علم و سخن بوده است. درباره کل اندیشه ها و آرای سعدی می توان بسیار سخن راند، اما در این مقاله تلاش می شود، تنها به بررسی آرای شیخ اجل در باب اینکه پادشاهان چه وظایف و رسالتی دارند، چگونه باید حکومت نمایند و رفتار و کردارشان نسبت به زیر دستان چگونه باشد پرداخته شود. انشاالله در مقاله دیگری آراء سیاسی سعدی در باب واقع گرایی، عقل و تدبیر و اعتدال گرایی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

کلیدواژه‌ها


1. سعدی تخلص شعری شیخ ما است که به خاطر ارادت به سعد زنگی از اتابکان مردم دوست و خردمند سلغری این عنوان را برگزیده. ضمن اینکه در باب نام او نیز میان سعدی پژوهان محل اختلاف است. برخی مصلح الدین-بعضی شرف الدین و تعدادی نیز هردو کلمه را به او نسبت داده اند. در این مورد، رجوع شود به محمد محیط طباطبایی -چرا سعدی را سعدی خوانده اند- مجله وحید، دوره نهم، شماره 2 اردیبهشت 1350

2. کلیات سعدی، از روی نسخه تصحیح شده محمد علی فروغی، تهران، ققنوس، 1379، رسائل نثر، ص 905. 3. همان، ص 904

4. همانجا.

5. همان، ص 914

6. گلستان، باب اول، حکایت شانزدهم، ص 35

7. رسائل نثر، ص 908

8. همان، ص 907

9. همان، ص 908

10. همان و ص 915

11. همانجا

12. همانجا

13. همان، ص 907

14. همانجا

15. همان، ص 905

16. همان، ص 906

17. مواضع، ص 862

18. گلستان، باب اول، حکایت یازدهم، ص 30

19. همان، باب اول، حکایت اول، ص 22

20. همانجا

21. علی دشتی، قلمرو سعدی، چاپ پنجم، تهران- امیر کبیر 1356 ، صص 313، 306 و317. رجوع شود در این باره به گلستان سعدی، به کوشش خلیل خطیب رهبر، چاپ هفدهم، تهران- انتشارات صفی علیشاه 1384 ، صفحات مختلف.

22. کیخسرو هخامنشی، حکمت سعدی، چاپ دوم، تهران، انتشارات امیر کبیر 1355، ص65.

23. مواعظ، صص 55-754

24. همان، ص 767

25. گلستان، باب هشتم، ص 166

26. مواعظ، صص 46-745

27. همان، صص 79-777

28. رسائل نثر، ص 914

29. همان، ص 917

30. مواعظ، ص 774

31. علی دشتی، کتاب پیشین، ص 316

32. رسائل نثر، ص 903

33. همان، ص 915

34. همان، ص 908

35.  علی دشتی، کتاب پیشین، صص 19-318

36. مواعظ، ص 767

37. گلستان، باب اول، حکایت ششم، صص 27-28

38. بوستان، باب اول، حکایت نهم، صص 206-207

39.  همان، صص 188-190

40. همان، باب اول، حکایت سوم، ص 200

41. گلستان، باب اول، حکایت نوزدهم، ص 38

42. بوستان، باب اول، حکایت، صص 205-206

43. مواعظ، ص 746

44. رسائل نثر، ص 913

45. همان، ص 911

46. همانجا